من فقط وصف تو را گفتم

من فقط وصف تو را گفتم

من فقط وصف تو را گفتم و ماندم که چرا
اهل این کوچه به من تهمت دیوانه زدند…

به تو مدیونم

نوشتن

به تو مدیونم..

تمام شادی گذشته و غم امروزم را..

به تو مدیونم..

همه خنده های دیروز و اشک های امروزم را…

به تو مدیونم..

خط به خط عاشقانه ها یم را…

تو بگو …

یادگاری از من در خاطرت هست؟…

روز هشتم

هَشـٺ روز اسٺ سَـحر مُنتظر این هَستند

روز هَشــــتُم بنویسند ز تـو شاعـــــرها

ڪاش امــــروز مَنم زائِرِ مشهد بودَم

خوش بہ حالِ هَمہ خدام تو و زائر ها

حامد فلاحی راد​

دوباره می نویسمت ..

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم
و چکه چکه می چکم … به سطر های دفترم
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکه ای …و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم
شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی…کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام …برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت…میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم
غزل بخواب می رود … به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد .. کنارِ بیت آخرم . . .
حسین منزوی

یه چیزی هست به نام بغض...

ﯾﻪ ﭼﻴــــــﺰﻱ ﻫﺴـﺖ ﺑـــــﻪ ﺍﺳـــﻢ
“ﺑﻐــــــــــــﺽ “
ﻛــﻪ ﻧـــﻪ ﺭﻭﻱ ﺩﻳــــﻮﺍﺭ سرزمین های مجازی…
ﻭ ﻧـﻪ ﻫﻴـــــﭻ ﺟﺎﻱ ﺩﻳــﮕﻪ ﻧﻤﻴﺸـــﻪ ﺑـﻪ
ﺍﺷﺘـــﺮﺍﻙ
ﮔﺬﺍﺷــــــﺖ ….
ﻓﻘـــــﻂ ﻭ ﻓﻘـــــــﻂ ﺑﺎﻳـﺪ ﺑﺮﻳـــﺰﻱ
ﺗــــﻮ
ﺧﻮﺩﺕ …..

مرور تو

تصویر گل و پروانه

حس ِ زیبا
یعنی مرور ِ “تو"،
وقتی
گل ِ لبخند،
روی ِ لبانم می کارد …

باید بروم ...

تصویر فوق العاده زیبا گل

باید بروم …
دلتنگ که شدی،
گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!
من،
یک روز که خیلی دلتنگت بودم
دلم را
همانجا
خاک کردم…

معصومه صابر

خدا اینجاست!

ما روی قول تو حساب کردیم

شبی بیا به دلت سر بزن خدا اینجاست
چو عاشقان در باور بزن خدا اینجاست

بِبُر ز آنچه که داری و آرزو داری
به گِرد شمع دلت پربزن خدا اینجاست

نگو که آمدم اما ندیده ام او را
ز شوق عشق تو محکمتر بزن خدا اینجاست

غیر از تو.

رگ گردن

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفتی : نحن اقرب علیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم.-

تصویر گل پرپر

تصویر گل های زیبا

در باغ دلم یک گل شاداب ندارم
از لذت دیدار شما خواب ندارم
صد دفتر صد برگ پر از شعر سفید است
در شان شما
یک غزل ناب ندارم

همش داریم ادای انتظار در می آوریم :(

میلاد امام زمان

به قلم می گویم بنویس

به زبان می گویم بگو

اما نه زبان می چرخد و نه قلم پیش می رود

سالهاست ادای انتظار در آورده ایم و خود را به تمسخر شیطان در آورده ایم

از تمام دروغ های خودم خسته ام،برای همین امسال کم دروغ نوشتم

اگر این همه شعر و غزل و اشک و آه راست است

پس از چه رو نمی آیی

یعنی این همه غزل و شعر و متن حقیقیست

یعنی واقعا از دل می آید که روزها منتظر تواند

یا اینکه لحظه ای تو را به یاد آوردند

پی نوشت : امسال از تمام سالهای پیش کمتر توانستم از تو بگویم چرا که باور کردم که دروغ گوی حرفه ای شده ام اصلا به یادت نیستم و فقط حرف بیهوده می زنم…

دلتنگ حرم شده ام!!

دلتنگ حرم

کربلا یعنی همان دلتنگی ِ هر روز و شب
کربلا یعنی همان دلدادگی ، صد آه ِ شب

کربلا یعنی همان مأوای هر عُشّاق ِ دل
می کند دل یاد ِ آن جنّت سرا ، هر روز و شب

کربلا با من بگو ، با من که دلتنگ تو ام
از همان زیبایی ِ جای جای ِ تو ، این روز و شب

بار ِگاه جدّ من ، آقای عالم ، شاه حسین
هم عمویم آن علمداری که او هم ماه ِ شب

کربلا دلتنگیم، این روز و شب ها بس زیاد
با من ِ دلخسته ی غمگین بگو ، یک روز و شب

 
ولادت امام رضا (ع)